عرضه محصولات ویدیویی،نرم افزار

برای خرید محصول و مشاهده توضیحات روی توضیحات کلیک کنید

45000 تومان

 

برای خرید و مشاهده توضیحات روی گزینه توضیحات کلیک کنید

30000 تومان

جهت توضیحات بیشتر به بخش توضیحات مراجعه کنید... 

۲۰۰۰۰ تومان


مقام معظم رهبري در ديدار عظيم بسيجيان
24 آذر 1389 ساعت 10:21 | بازدید : 302 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

 
 
 
 مقام معظم رهبري در ديدار عظيم بسيجيان
 بسيج حقيقتي عظيم، درخشان و بي نظير است
 حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در خجسته عيد سعيد غدير خم، عيد ولايت و امامت، و در آستانه 5 آذر سالروز تشكيل بسيج، در اجتماع 110 هزار نفري بسيجيان، مضمون حقيقي واقعه عظيم غدير را، تجلي امامت و پيشوايي عادلانه و سعادت بخش همه جوامع بشري در طول تاريخ دانستند و با اشاره به درخشندگي بي نظير بسيج افزودند: بسيجي ماندن و تقويت اخلاص و بصيرت و استقامت، رمز تحقق وعده تخلف ناپذير الهي درباره پيروزي نهايي ملت مؤمن ايران است.

 

ايشان، با تبريك عيد سعيد غدير خم به همه ملت ايران و دلدادگان عدالت و آزادگي افزودند: حقيقت و مضمون غدير، متعلق به همه مسلمانان و همه كساني است كه براي بهروزي انسان، دل مي سوزانند.
رهبر انقلاب اسلامي، اعتقاد راسخ شيعيان به جانشيني اميرمؤمنان بعد از پيامبر را، متكي بر دلايل متقن و غيرقابل ترديد دانستند و با اشاره به حديث متواتر غدير كه همه محدثين بزرگ اسلام نقل كرده اند افزودند: همان معنايي كه در ولايت پيامبر گرامي اسلام وجود دارد با معرفي و نصب الهي اميرمؤمنان با ابلاغ نبي مكرم، درباره امام علي (ع) نيز محقق است.
ايشان، اميرمؤمنان علي (ع) را در همه دوران زندگي از جمله جواني، ستاره درخشان و بي نظير «عرصه هاي مختلف تقوا، شجاعت، استقامت، بصيرت و دفاع از اسلام و پيامبر» خواندند و افزودند: همه مردم بويژه جوانان در لحظه لحظه زندگي وجود پرعظمت مولاي متقيان، نور هدايت و سعادت را دريابند.
حضرت آيت الله خامنه اي نصب الهي جانشين پيامبر و توجه دادن به مسئله امامت را دو جنبه اساسي واقعه غديرخم دانستند و در تبيين اهميت مفهوم امامت افزودند: امامت، يعني فرد و يا گروهي، پيشوايي انسانها و جامعه را در دست گيرند و جهت حركت آنها را در امر دين و دنيا مشخص كنند و لذا «امامت» در اين معنا، مسئله اصلي همه جوامع بشري در طول تاريخ بوده است.
ايشان با استناد به آيات قرآن كريم، امامت را به دو گونه كاملاً متفاوت تقسيم كردند و افزودند: در يك نوع پيشوايي و امامت كه انبياء الهي مصداق كامل آن هستند، امامان عادل، به امر خداوند و در پرتو راهنمايي پروردگار، مردم را به سر منزل مطلوب حيات بشري هدايت مي كنند و در نوع ديگري از پيشوايي كه فرعون مصداق آن است، مردم به فساد و آتش و هلاكت كشيده مي شوند.
رهبر انقلاب اسلامي، در تبيين بيشتر عموميت مفهوم امامت افزودند: در سكولارترين حكومتهاي دنيا نيز، با وجود همه ادعاها درباره جدا بودن مراكز سياست از مراكز ديني و معنوي، دنيا و آخرت مردم، هر دو، در يد قدرت حاكمان قرار دارد و جهت گيريهاي حكمرانان، عملاً، زندگي دنيوي و اخروي آن جامعه را شكل مي دهد.
ايشان در همين بحث، دستگاههاي بزرگ فرهنگي غرب و زورگويان جهاني را از جمله امامان و پيشواياني دانستند كه همچون فرعون، مردم را به سمت آتش فساد و تباهي و هلاكت مي كشانند.
حضرت آيت الله خامنه اي، اقدام نبي مكرم اسلام را در تشكيل حكومت و ايجاد جامعه مدني نبوي، اثبات اين واقعيت خواندند كه اسلام در نصيحت و دعوت زباني خلاصه نمي شود بلكه درصدد تحقق احكام الهي در جامعه است و اين هدف نوراني، جز با تشكيل حكومت عادلانه، محقق نخواهد شد.
ايشان، نصب جانشين پيامبر به دستور و الهام الهي را در واقعه غدير خم، ادامه همين مسير برشمردند و افزودند: اگرچه تاريخ اسلام، مسير ديگري رفت اما اين خط شاخص و انديشه سعادت بخش در تاريخ باقي ماند تا اينكه به بركت ايمان و استقامت امام خميني و ملت ايران در اين گوشه از جهان، تحقق يافت و به فضل الهي هرروز در دنياي اسلام، گسترش خواهد يافت.
رهبر انقلاب اسلامي و فرمانده معظم كل قوا در بخش ديگري از سخنانشان اجتماع عظيم 110 هزار نفري بسيجيان را نمادي از بوستان معطر و عظيم بسيج در سراسر كشور خواندند و خاطرنشان كردند: امام بزرگوار ما، با بصيرت و ژرف انديشي خود، اين بوستان را بوجود آورد و با كلام و منش خود آن را به گونه اي آبياري كرد كه روز بروز بالنده تر و پرثمرتر مي شود.
ايشان، بسيج را حقيقتي عظيم، درخشان و بي نظير برشمردند و با اشاره به «حضور «زن و مرد» و «پير» و جوان و نوجوانان در بسيج، افزودند: حضور همه اقوام و قوميتهاي ايراني و شركت دانشجويان – استادان، دانش آموزان، معلمان، روحانيان، كارگران، كشاورزان، بازاريان و ديگر «صنوف اجتماعي – علمي و اقتصادي» در بسيج، نشانه فراگير بودن اين مجموعه عظيم و بي نظير است.
ايشان تلاش دشمنان ملت ايران و دنباله روهاي داخلي آنان را براي تحقير و اهانت به بسيج، ناكام و بي ثمر دانستند و خاطرنشان كردند: آنان با كلام خدا و نبي مكرم اسلام نيز همينگونه رفتار مي كنند اما اين رفتار محقرانه، از عظمت و درخشندگي ذاتي بسيج، چيزي نمي كاهد.
حضرت آيت الله خامنه اي، همچنين بسيج را مجموعه اي منضبط و سازمان يافته، برشمردند و با تأكيد بر كيفيت ايماني اين مجموعه خاطرنشان كردند: از لحاظ كمي نيز هيچ مجموعه اي در جهان به پاي بسيج نمي رسد اما مهم اين است كه بسيج بر « اعتقادات و ايمان و عواطف» متكي است و همين واقعيت، در روزهاي دشوار، گشاينده مشكلات و دشواريهاي كشور و ملت است.
ايشان قدرشناسي بسيج را وظيفه اي همگاني دانستند و افزودند: در درجه اول، بسيجيان بايد شكرگذار حضور در چنين مجموعه اي باشند و لازمه اين قدرشناسي، تقويت روزافزون اركان بسيج، در ذهن و عمل بسيجيان است.
رهبر انقلاب اسلامي، حضور در عرصه هاي مختلف را يكي ديگر از دلايل اهميت بسيج برشمردند و خاطرنشان كردند: بسيج اگرچه در ميدانهاي دشوار نظامي، در اوج هنرنمايي بوده است اما به بركت «اخلاص، ايمان، شجاعت و قدرت ابتكار خود» در هر ميداني وارد شود، پيشتاز و پيشرو خواهد بود همچنانكه جوانان و استادان بسيجي امروز در عرصه علم جزو موفق ترينها هستند و هنرمندان بسيجي نيز، موفقيتهاي درخشاني داشته اند.
حضرت آيت الله خامنه اي، اخلاص و بصيرت را اركان اساسي بسيج دانستند و افزودند: اين دو عنصر تعيين كننده، داراي هم افزايي متقابلند به گونه اي كه هر قدر، بصيرت فرد بيشتر شود اخلاص او افزون ترخواهد شد و هر اندازه، كسي مخلص تر باشد خداوند نور بصيرت را در او بيشتر مي كند.
رهبر انقلاب اسلامي، هواهاي نفساني را مهمترين موانع بصيرت دانستند و با اشاره به عملكرد برخي در فتنه طراحي شده و پيچيده سال 88 افزودند: در آن حوادث، فتنه گراني براي دست يافتن به قدرت، مصلحت كشور را ناديده گرفتند و به حقانيت روشن يك راه، پشت كردند، به گونه اي كه دشمنان درجه يك ملت از اقدامات آنان به هيجان و شوق آمدند و از آنان حمايت كردند اما عده اي اين حقايق روشن را نديدند و نمي بينند، البته برخي هم با وجود اينكه اين حقايق را درك و فهم مي كنند اما به علت ظلمت دل و هواهاي نفساني، حاضر نيستند به اين فهم خود، ترتيب اثر دهند.
فرمانده معظم كل قوا، در بخش ديگري از سخنانشان بسيجي بودن را امري مبارك خواندند اما تأكيد كردند: بسيجي ماندن و ايستادگي در راه، مهمتر است و بسيجي ماندن نيز به مراقبت و مواظبت دائم نياز دارد.
ايشان انقلاب بزرگ ملت پيشتاز و پيشرو ايران را، تلاشي براي تغيير «مسير جهنمي دنياي غرق در ماديگري» دانستند و افزودند: جمعيت عظيمي از مردم جهان، حقيقت انقلاب سعادت بخش ملت ايران را درك كرده اند اما قدرتمندان جهاني نيز در مقابل فرياد بيدار كننده ملت ايران صف آرايي كرده اند.
رهبر انقلاب اسلامي، تحقق وعده تخلف ناپذير الهي و پيروزي ملت ايران را نتيجه نهايي رويارويي جبهه استبداد و استكبار جهاني با انقلاب اسلامي خواندند و خاطرنشان كردند: تا رسيدن به آن آينده روشن، دشمنان چالشهايي بر سر راه اين ملت ايجاد مي كنند بنابراين بايد آمادگي خود را حفظ و تقويت كرد.
حضرت آيت الله خامنه اي، به روز كردن آمادگيهاي ملي، تقويت اخلاص و بصيرت و بسيجي ماندن براساس نيازها و الزامات روز را، رمز موفقيت ملت ايران دانستند و ابراز اميدواري كردند جوانان امروز كشور، شاهد روزي باشند كه ملت ايران، بر فراز قله سعادت دنيوي و اخروي ايستاده است و ملتهاي ديگر به سمت جايگاه پرافتخار ملت ايران حركت مي كنند.
در اين مراسم هنگام ورود فرمانده كل قوا به محل اجتماع صد و ده هزار نفري بسيجيان تعدادي از بسيجيان به نمايندگي از اقوام و قوميتهاي مختلف به ايشان خيرمقدم گفتند.
همچنين در آغاز اين ديدار سردار سرلشگر جعفري فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با تبريك عيد سعيد غدير، گفت: شجره طيبه بسيج كه از مؤلفه هاي اقتدار ملي كشور محسوب مي شود در تلاش است با شفاف كردن شاخصهاي اصلي حركت خود يعني بصيرت، اخلاص و «عمل به موقع و به اندازه»، توان دروني خود را تقويت كند و در مسير پاسداري از انقلاب، ابعاد معنوي و آمادگي هاي فردي و علمي بسيجيان را ارتقا دهد.
همچنين سردار سرتيپ نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين با گراميداشت تقارن هفته بسيج با عيد غدير گفت: بسيجيان آمادگي خود در تمام عرصه هاي جهاد از جمله سازندگي، ميدان علمي و جنگ نرم افزايش داده اند و امروز هم اجتماع همزمان و ميليوني بسيجيان در 400 شهر تجديد پيماني است با آرمانهاي ولايت و امامت.
همچنين در اين ديدار مراسم ميثاق نامه بسيج، به نمايندگي از كل بسيجيان قرائت شد.

 

 

|
امتیاز مطلب : 316
|
تعداد امتیازدهندگان : 106
|
مجموع امتیاز : 106


بيانيه سازمان بسيج مهندسين در محکوميت ترور شهيد دکترشهرياري و دکترعباسي
24 آذر 1389 ساعت 10:19 | بازدید : 287 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بيانيه سازمان بسيج مهندسين در محکوميت ترور شهيد دکترشهرياري و دکترعباسي
9/9/1389
رژيم صهيونيستي و امريکاي جنايتکار با شعار دفاع از حقوق بشر مهندسان و اساتيد برجسته کشور را با رذيلانه ترين روش ها به شهادت مي رساند. دکتر شهرياري استاد برجسته دانشگاه شهيد بهشتي در مسير جهاد علمي وفن آوري کشور به دست مدعيان مبارزه با تروريسم، ترور مي شود.

نهضت توليد علم وفناوري دانشمندان ايراني، افق هاي جديد پيشرفت وبناي افتخارآميز تمدن اسلامي رابه روشني نشان مي دهد. درسه دهه گذشته، دشمنان انقلاب اسلامي وخميني کبير (ره) با بهره گيري ازهمه ظرفيت ها وامکانات خود در برابر رشادت وهوشياري ملت بزرگ ايران اسلامي جزشکست و ذلت راه بجايي نبرده اند. اين بار نيز در برابر جهاد علمي انديشمندان ايران اسلامي دست به ترور دانشمندان هسته اي کشورمان زده اند. رژيم صهيونيستي و امريکاي جنايتکار با شعار دفاع از حقوق بشر مهندسان و اساتيد برجسته کشور را با رذيلانه ترين روش ها به شهادت مي رساند. دکتر شهرياري استاد برجسته دانشگاه شهيد بهشتي در مسير جهاد علمي وفن آوري کشور به دست مدعيان مبارزه با تروريسم، ترور مي شود و بار ديگر چهره تروريسم دولتي و حاميان غربي آن براي جوامع بشري آشکارتر مي گردد و انزجار انديشمندان، نخبگان، اساتيد و مهندسان جهان به ويژه جهان اسلام نسبت به دشمنان انقلاب اسلامي افزايش مي يابد.امروز ملت هاي جهان انتظار دارند نخبگان و انديشمندان و مجامع علمي و تشکل هاي فني، تخصصي در جهان اين جنايت عظيم را محکوم وماهيت ضد بشري قدرت هاي سياسي حامي تروريسم دولتي را به جهانيان معرفي نمايند.

 
سازمان بسيج مهندسين ضمن محکوم کردن ترور مهندس شهيد دکتر شهرياري ودکتر عباسي، از اساتيد دانشگاه انتظاردارد راه پر افتخار شهيد شهرياري را با لبيک به رهنمود رهبر فرزانه و حکيم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... العظمي خامنه اي (مدظله العالي) مبني بر جهاد علمي و نهضت نرم افزاري با تلاش گسترده تر ادامه دهند و در مجامع علمي و بين المللي ياد شهداي جهاد علمي ايران را با افتخارزنده نگه دارند.
|
امتیاز مطلب : 321
|
تعداد امتیازدهندگان : 107
|
مجموع امتیاز : 107


زندگينامه رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى
24 آذر 1389 ساعت 10:15 | بازدید : 299 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

زندگينامه
 

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

 

در حوزه علميه

ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

 

 در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

 

 در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

 

 مبارزات سياسى

آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

 

 همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

 

 دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

 

 سوّمين و چهارمين بازداشت

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

 

 پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

 

 بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

 

 در تبعيد

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

 

 در آستانه پيروزى

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 

 پس از پيروزى

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

|
امتیاز مطلب : 320
|
تعداد امتیازدهندگان : 107
|
مجموع امتیاز : 107


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
آخرین مطالب
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 64
بازدید دیروز : 381
بازدید هفته : 64
بازدید ماه : 497
بازدید کل : 268152
تعداد مطالب : 181
تعداد نظرات : 19
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان بسیج بدنه فعال ملت است و آدرس basiji.org لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.  






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 181
:: کل نظرات : 19

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 64
:: باردید دیروز : 381
:: بازدید هفته : 64
:: بازدید ماه : 497
:: بازدید سال : 2296
:: بازدید کلی : 268152