عرضه محصولات ویدیویی،نرم افزار

برای خرید محصول و مشاهده توضیحات روی توضیحات کلیک کنید

45000 تومان

 

برای خرید و مشاهده توضیحات روی گزینه توضیحات کلیک کنید

30000 تومان

جهت توضیحات بیشتر به بخش توضیحات مراجعه کنید... 

۲۰۰۰۰ تومان


اثار و برکات صلوات
16 تير 1389 ساعت 12:18 | بازدید : 374 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

اهميت صلوات
خداوند متعال با ان عظمت کبريائي و با ان غناي مطلق .ابتدا خود صلوات بر ان حضرت را

 افتتاح نموده است.وبعد جميع فرشتگانش رانيز دراين صلوات و تجليل ازپيامبر به خود

 منضم کرده.و سپس اهل ايمان را به صلوات بر ان حضرت وتسليم در برابر اوامرفرمود

 است

.
هر که دعايي کند ونام پيامبر اکرم را نبرد.ان دعا بالاي سرش(همچون پرنده اي)بچرخد و

 چون نام پيامبر را ببرد دعا بالا رود. (امام صادق) ترجمه ي اصول کافي.ج۴.ص۲۸۸


از امام صادق پرسيدند پاداش کسي که برمحمد وال محمد صلوات بفرستدچيست؟ امام

 فرمودند:بخدا سوگند مانند(پاکي و بي گناهي) روزي که از مادر متولد گشته از گناهان بيرون ايد (جامع الاخبار)


پيامبر اکرم ميفرمايد:هر که از روي شوق و محبت.به من روزي? مرتبه صلوات بفرستد.بر

 خدا لازم ميگردد که گناهان او رادر ان شب و روز بيامرزد (بحا الا نوارج۴.ص۹۰)


کسي که بدون صلوات بر محمد و ال محمد نماز گذارد وعمدا صلوات را ترک کند نمازش باطل است(بحار الا نوارج۹۴


هر کس بر من صلوات نفرستد.دين براي او نخواهد بود(پيامبر اکرم) شرح وفضايل صلوات

.
الف) بهره هاي دنيوي صلوات

 


موجب بر اورده شدن حاجات ميشود


هر که يکمرتبه از روي اخلاص ونيت قلبي.بر رسول خدا صلوات بفرستد.خدا۱۰۰حاجت او

 را روا سازد که۳۰دردنيا و۷۰در اخرت باشد(امام صادق) بحار الا نوار .رسول خدا

فرمودند:کسي در روز جمعه ۱۰۰مرتبه بر من و المصلوات بفرستد .خدا۶۰حاجت او را

براورده مي نمايد که۳۰حاجت ان مربوط به دنياو۳۰ حاجت مربوط به اخرت است(امام رضا)ترجمه ثواب الاعمال وعقاب الاعمال.


کفايت کننده ي امر دنيا و اخرت

 


از امام صادق در اين زمينه روايت شده است:مردي نزد رسول خدا امد وعرض کرد من يک

 سوم صلواتم را براي شما قرار ميدهم نه بلکه نصف صلواتم را براي شما قرار ميدهم نه

 بلکه تمامي ان را براي شما قرار ميدهم رسول خدا فرمود در اين صورت خرج و موونت

 دنيا و اخرت تو کفايت شود . راوي گويد :از امام صادق پرسيدم معناي اينکه همهي صلواتم

 را براي شما قرار ميدهم چيست ؟ امام صادق فرمود:يعني پيامبر اکرم را مقدم بر هر حاجتي

 قرار ميدهد و از خدا چيزي در خواست نکند مگر اينکه به نام رسول خدا ابتدا کندو بر او

 صلوات فرستد.و سپس حاجات خود را از خدا بخواهد . اصول کافي

 
موجب بي نيازي وتوانگر شدن است

 
پيامبر اکرم ميفرمايد:بسيار ياد کردن خداوند وبر من صلوات فرستادن موجب برطرف شدن فقر ميگردد. شرح و فضايل صلوات


نفاق را از بين ميبرد
از امام صادق روايت شده است .رسول خدا فرموده است :صدا هاي خود را در صلوات

فرستادن بر من بلند کنيدزيرا ان نفاق را از بين ميبرد. اصول کافي


همچنين ان حضرت ميفرمايد:رسول خدا فرموده:صلوات بر من و اهل بيتم نفاق را از بين ميبرد. اصول کافي

 

 

موجب استجابت دعاست

 


از پيامبر اکرم روايت شده است: صلوات فرستادن شما بر من موجب استجابت دعاي شما

 ميشود.و اعمال شما را پاکيزه ميگرداند. بحار الا نوا

ر
وسيله ي خير و برکت مجالس است

 


امام صادق در اين زمينه ميفرمايد:هر گروهي که در مجلسي جمع شوند وخداوند را ياد نکنند

 ان مجلي براي انان مايه ي حسرت و وبال خواهد شد. اصول کافي


عافيت وسلامتي دنيا و اخرت رابدنبال دارد

 


رسول خدا در اين باره ميفرمايد:هر که يک مرتبه بر من صلوات فرستد.حق تعالي در عافيت

 را به روي او ميگشايد. جامع الاخبار

.
ب) بهره هاي اخروي صلوات

 


موجب بخشش گناهان ميشود


 

پيامبر اکرم ميفرمايد:هر که يک مرتبه بر من صلوات فرستد.از گناهان او ذره اي باقي

نميماند. جامع الا خبار.ص


همچنين رسول خدا ميفرمايد:هر که يک مرتبه بر من صلوات فرستد.و ان را به۲ملکي که

حافظ او هستند.بشنواند. ان ۲ملک تا۳روز هيچ گناهي براي او نمينويسند. جامع الا خبار

 
کفاره ي گناهان است

 


امام رضا ميفرمايد:کسي که قادر نيست کفاره ي گناهان خود را بدهد.بايد بر محمد وال محمد

 بسيار صلوات فرستد.زيرا صلوات بر انها گناهان را ميريزد. جامع الخبار.


عبادت پروردگار است

 


پيامبر اکرم ميفرمايد:ياد خدا عبادت است.و ياد من نيز عبادت است.و همچنين ياد علي(ع)

وياد اماماناز اولاد علي نيز عبادت است. بحا الا نوا

ر .
ذکر وتسبيح خداست

 


امام رضا ميفرمايد:صلوات فرستادن بر محمد وال محمد.درنزد خدا برابر با تسبيح.تهليل و

 تکبير است.جامع الا خبار.


همچنين امام صادق ميفرمايد:هرکه خدا را ياد کند.۱۰حسنه براي او نوشته ميشود.وهر که

 رسول خدارا ياد کند۱۰حسنه براي او نوشته ميشود. زيرا خداوند سبحان(پاکي) ان حضرت

 را قرين خود گردانيده است.علل الشرايع.


وسيله ي قرب ونزديک شدن به خداوند است

 


از امام عسکري روايت شده است:خداوند حضرت ابراهيم راخليل(دويست صميمي)خود

 گردانيد براي انکه بر محمد و ال محمد بسيار صلوات ميفرستاد. علل الشرايع

.
وسيله ي قرب ونزديکي به پيامبر است

 


از رسول خدا روايت شده است: سزاوار ترين مردم به من در روز قيامت کسي است که در

 دنيا بر من بيشتر صلوات فرستاده است.جامع الا خبار.

 

وسيله ي خشنودي پروردگار است


 

امام صادق در اين رابطه ميفرمايد:رسول خدا فرمود:صلوات فرستادن شما بر من.باعث روا

شدن حاجت هاي شماست.و خدا را از شما راضي ميگرداند.و اعمال شما را پاکيزه

ميسازد.جامع الاخبار.


موجب شفاعت ان حضرت ميگردد

 


رسول خدا در ضمن وصيتي که به علي(ع)مينمود ميفرمود:يا علي هر که در هر روز يا د

ر شب بر من صلوات فرستد.شفاعت من براي او واجب ميشود.هر چند اهل گناهان کبيره

 باشد. جامع الاخبار.


سبب سنگيني ترازو ي اعمال است

 


پيامبر اکرم ميفرمايد: من در روز قيامت در کنار ميزان خواهم بود.هر که کفه ي گناهانش

سنگين تر از کفه ي حسناتش باشد.صلواتي را مه بر من فرستاده است مياورم و در کفه ي

حسناتش ميگذارم تا انکه کفه ي حسناتشبه ان کفه(گناهان)سنگين تر گردد. ثواب الاعمال و

 عقاب الاعمال


وسيله ي خلاصي از جهنم است

 


پيامبر اکرم ميفرمايد:هرگز داخل اتش جهنم نخواهد شد کسي که بر من صلوات فرستد. جامع الاخبار.


سبب نجات از هول هاي قيامت است

 


پيامبر در اين مورد ميفرمايد:رستگار ترين شما از هول هاي قيامت کسي است که بر من بيشتر صلوات ميفرستد. شرح و فضايل صلوات.


وسيله ي بر طرف شدن تشنگي وعطش قيامت است


مشمول رحمت خداوند ميگردد


خداوند وملائکه بر صلوات فرستنده صلوات وسلام ميفرستند


ملائکه براي ان بنده استغفارکنند


رسول خدا بر ان بنده صلوات ميفرستد


سبب نوراني شدن قبر ميگردد


هنگام عبور از صراط نور است


سبب نوراني شدن در قيامت است


موجب هدايت به بهشت است


به اشاميدن شراب شراب سلسبيل نائل ميگردد


برترين فضيلتها به صلوات تعلق دارد


سبب اسان شدن سختيها و مشکلات ميگردد


برتر از ۲۰هزار سال عبادت فرشته است

 


مواردي که صلوات فرستادن تاکيد ميشود

.

هنگام نام بردن اسم مبارک حضرت


هنگام وضو


در تعقيب نماز ها بخصوص نماز صبح و مغرب


قبل وبعد از دعا


در هر روز وشب


عصر روز ۵شنبه تا اخر روز جمعه


ماه مبارک رجب.شعبان.رمضان


هنگام بوويدن گلها ورياحين


بعد از عطسه کردن


هنگام وزيدن باد


هنگام ذبح حيوانات

 

 

منبع:كتاب اثار و بركات صلوات

|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


سردار شهيد همت
16 تير 1389 ساعت 12:11 | بازدید : 295 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )


 

دوران کودکي

به روز 12 فروردين  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدين بدنيا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلاي معلي و زيارت قبر سالار شهيدان و ديگر شهداي آن ديار شدند و مادر با تنفس شميم روحبخش کربلا، عطر عاشورايي را به اين امانت الهي دميد. محمد ابراهيم در سايه محبت هاي پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکي را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصيلش از هوش استعداد فوق العاده اي برخوردار بود و با موفقيت تمام دوران دبستان و دبيرستان را پشت سر گذاشت. هنگام فراغت از تحصيل به ويژه در تعطيلات تابستاني با کار و تلاش فراوان مخارج شخصي خود را براي تحصيل بدست مي آورد و از اين راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهي مي کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صميميتي که داشت به محيط گرم خانواده صفا و صميميت ديگري مي بخشيد. پدرش از دوران کودکي او چنين مي گويد: «هنگامي که خسته از کار روزانه به خانه         برمي گشتم، مي ديدم فرزندم تمامي خستگي ها و مرارت ها را از وجودم پاک مي کرد و اگر شبي او را نمي ديديم برايم بسيار تلخ و ناگوار بود.»اشتياق محمد ابراهيم به قرآن و فراگيري آن باعث مي شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن ياد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. اين علاقه تا حدي بود که از آغاز رفتن به دبيرستان توانست قرائت کتاب آسماني قرآن را کاملا فرا گيرد و برخي از سوره هاي کوچک را نيز حفظ کند.

دوران سربازي:

در سال 1352 مقطع دبيرستان را با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي در دانشسراي اصفهان به ادامه تحصيل پرداخت. پس از دريافت مدرک تحصيلي به سربازي رفت- به گفته خودش ت رين دوران عمرش همان دو سال سربازي بود – در لشکر توپخانه اصفهان مسئوليت آشپزخانه را به عهده او گذاشته بودند. ماه مبارک رمضان فرا رسيد، ابراهيم در ميان برخي از سربازان همفکر خود به ديگر سربازان پيام فرستاد که آنها هم اگر سعي کنند تمام روزهاي رمضان را روزه بگيرند، مي توانند به هنگام سحري به آشپزخانه بيايند. «ناجي» معدوم فرمانده لشکر، وقتي که از اين توصيه ابراهيم و روزه گرفتن عده اي از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگي بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند. پس از اين جريان ابراهيم گفته بود: «اگر آن روز با چند تير مغزم را متلاشي مي کردند برايم گواراتر از اين بود که با چشمان خود ببينم که چگونه اين از خدا بيخبران فرمان مي دهند تا حرمت مقدسترين فريضه دينمان را بشکنيم و تکليف الهي را زير پا بگذاريم.»اما اين دوسال براي شخصي چون ابراهيم چندان خالي از لطف هم نبود؛ زيرا در همين مدت توانست با برخي از جوانان روشنفکر و انقلابي مخالف رژيم ستمشاهي آشنا شود و به تعدادي از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست يابد. مطالعه آن کتاب ها که مخفيانه و توسط برخي از دوستان، برايش فراهم مي شد تاثير عميق و سازنده اي در روح و جان محمد ابراهيم گذاشت و به روشنايي انديشه و انتخاب راهش کمک شاياني کرد. مطالعه همان کتاب ها و برخورد و آشنايي با بعضي از دوستان، باعث شد که ابراهيم فعاليت هاي خود را عليه رژيم ستمشاهي آغاز کند وبه روشنگري مردم و افشاي چهره طاغوت بپردازد.

  دوران معلمي:

پس از پايان دوران سربازي و بازگشت به زادگاهش شغل معلمي را برگزيد و در روستاها مشغول تدريس شد و به تعليم فرزندان اين مرز و بوم همت گماشت. ابراهيم در اين دوران نيز با تعدادي از روحانيون متعهد و انقلابي ارتباط پيدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصيت حضرت امام (ره) بيشتر آشنا شد. به دنبال اين آشنايي و شناخت، سعي مي کرد تا در محيط مدرسه و کلاس درس، دانش  آموزان را با معارف اسلامي و انديشه هاي انقلابي حضرت امام(ره) و يارانش آشنا کند. او در تشويق و ترغيب دانش آموزان به مطالعه و کسب بينش و آگاهي سعي و افري داشت و همين امور سبب شد که چندين نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. ليکن روح بزرگ و بي باک او به همه آن اخطارها بي اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلي پي مي گرفت و از تربيت شاگردان خود لحظه اي غفلت نمي ورزيد. با گسترش تدريجي انقلاب اسلامي، ابراهيم پرچمداري جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وي به شهرضا براي تدريس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علميه قم برقرار شد و به طور مستمر براي گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانيون و دريافت اعلاميه و نوار به قم رفت و آمد مي کرد. سخنراني هاي پر شور و آتشين او عليه رژيم  که بدون مصلحت انديشي انجام مي شد، مأمورين رژيم را به تعقيب وي واداشته بود، به گونه اي که او شهر به شهر مي گشت تا از دستگيري در امان باشد. نخست به شهر فيروز آباد رفت و مدتي در آنجا دست به تبليغ و ارشاد مردم زد. پس از چندي به ياسوج رفت. موقعي که در صدد دستگيري وي برآمدند به دوگنبدان عزيمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکني گزيد. در اين دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژيم ستمشاهي و اعمال وحشيانه اش عکس العمل نشان مي دادند و ابراهيم احساس کرد که براي سازماندهي تظاهرات بايد به شهرضا برگردد.بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خيابان ها و انجام تظاهرات عليه رژيم، فعاليت و کوشش خود را افزايش داد تا اينکه در يکي از راهپيمايي هاي پرشور مردمي، قطعنامه مهمي که يکي از بندهاي آن انحلال ساواک بود، توسط شهيد همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ايشان توسط فرماندار نظامي اصفهان، سرلشکر معدوم «ناجي»، صادر گرديد.ماموران رژيم در هر فرصتي در پي آن بودند که اين فرزند شجاع و رشيد اسلام را از پاي درآورند، ولي او با تغيير لباس وقيافه، مبارزات ضد دولتي خود را دنبال مي کرد تا اين که انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره)، به پيروزي رسيد. 

فعاليت هاي پس از پيروزي انقلاب :

شهيد هميت پس از پيروزي انقلاب در جهت ايجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازي کميته انقلاب اسلامي شهرضا نقش اساسي داشت. او از جمله کساني بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش  تشکيل داد. آنها با تدبير و درايت و نفوذ خانوادگي که در شهر داشتند مکاني را بعنوان مقر سپاه در اختيار گرفته و مقادير قابل توجهي سلاح از شهرباني شهر به آنجا منتقل کردند و از طريق مردم، ساير مايحتاج و نيازمنديها را رفع کردند. به تدريج عناصر حزب اللهي به عضويت سپاه در آمدند و هنگامي که مجموعه سپاه سازمان پيدا کرد، او مسئوليت روابط عمومي سپاه را به عهده داشت. به همت شهيد بزرگوار و فعاليت هاي شبانه روزي برادران پاسدار در سال 58، ياغيان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذيت مردم مي پرداختند، دستگير و به دادگاه انقلاب اسلامي، تحويل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچي پاکسازي گرديد. از کارهاي اساسي ايشان در اين مقطع، سامان بخشيدن به فعاليتهاي فرهنگي، تبليغي منطقه بود که درآگاه ساختن جوانان وايجاد شور انقلابي تاثير بسزايي داشت. اواخر سال 58 برحسب ضرورت و به دليل تجربيات گرانبهاي او در زمينه امور فرهنگي به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سيستان و بلوچستان) عزيمت کرد و به فعاليت هاي گسترده فرهنگي پرداخت.

نقش شهيد در کردستان و مقابله با ضد انقلاب:

شهيد همت در خرداد سال 1359 به منطقه کردستان که بخش هايي از آن در چنگال گروهکهاي مزدور گرفتار شده بود، اعزام گرديد. ايشان با توکل به خدا و عزمي راسخ مبازره بي امان و همه جانبه اي را عليه عوامل استکبار جهاني و گروهکهاي خود فروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگتر مي نمود. از طرفي در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و براي مقابله با فقر فرهنگي منطقه اهتمام چشمگيري از خود نشان مي داد تا جايي که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گريه مي کردند و حتي تحصن نموده و نمي خواستند از اين بزرگوار جدا شوند. رشادت هاي او در برخورد با گروهک هاي ياغي قابل تحسين و ستايش است. براساس آماري که از يادداشت هاي آن شهيد به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر 59 تا ديماه 60 (بافرماندهي مدبرانه او) عمليات موفق در خصوص پاکسازي روستاها از وجود اشرار، آزاد سازي ارتفاعات و درگيري با نيروهاي ارتش بعث داشته است. 

شهيد همت و دفاع مقدس:

پس از شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم متجاوز عراق، شهيد هميت به صحنه کارزار وارد شد و در طي ساليان حضور در جبهه هاي نبرد، خدمات شايان توجهي برجاي گذاشت و افتخارها آفريد.او و سردار رشيد اسلام، حاج احمد متوسليان، به دستور فرماندهي محترم کل سپاه ماموريت يافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تيپ محمد رسول الله (ص) را تشکيل دهند.در عمليات سراسري فتح المبين، مسئوليت قسمتي از کل عمليات به عهده اين سردار دلاور بود. موفقيت عمليات در منطقه کوهستاني «شاوريه» مرهون ايثار و تلاش اين سردار بزرگ و همرزمان اوست.شهيد  همت در عمليات پيروزمند بيت المقدس در سمت معاونت تيپ محمد رسول الله (ص) فعاليت و تلاش تحصين برانگيزي را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق مي توان گفت که او  و يگان تحت امرش سهم بسزايي در فتح خرمشهر داشته اند و با اينکه منطقه عملياتي دشت بود، شهيد حاج همت با استفاده از بهترين تدبير نظامي به نحو مطلوبي فرماندهي کرد. در سال 1361 با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور ياري رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژيم صهيونيستي قرار گرفته بود راهي آن ديار شد و پس از دو ماه حضور در اين خطه به ميهن اسلامي بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.با شروع عمليات رمضان در تاريخ 23/4/1361 در منطقه «شرق بصره» فرماندهي تيپ 27 حضرت رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقاي اين يگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهي انجام وظيفه نمود. پس از آن در عمليات مسلم بن عقيل و محرم – که او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگيد. در عمليات والفجر مقدماتي بود که شهيد حاج همت، مسئوليت سپاه يازدهم قدر را که شامل لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تيپ 10 سيد الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهي ايشان در عمليات والفجر 4 و تصرف ارتفاعات کاني مانگاه در آن مقاطع از خاطره ها محو نمي شود. صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدني اين شهيد و الامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جريان عمليات خيبر در منطقه طلائيه و تصرف جزاير مجنون و حفظ آن با وجود پاتک هاي شديد دشمن، از افتخارات تاريخ جنگ محسوب مي گردد. مقاومت و پايداري آنان در اين جزاير به قدري تحسين بر انگيز بود که حتي فرمانده سپاه سوم عراق در يکي از اظهاراتش گفته بود:«... ما آنقدر آتش بر جزاير مجنون فرو ريختيم و آنچنان آنجا را بمباران شديد نموديم که از جزاير مجنون جز تلي از خاکستر چيز ديگري باقي نيست!»اما شهيد همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بي خوابي هاي مکرر همچنان به اداي تکليف و اجراي فرمان حضرت امام خميني (ره) مبني بر حفظ جزاير مي انديشيد و خطاب به برادران بسيجي مي گفت: «برادران، امروز مساله ما، مساله اسلام و حفظ و حراست از حريم قرآن است. بدون ترديد يا همه بايد پرچم سرخ عاشورايي حسين (ع) را به دوش کشيم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداري و حراست کنيم و با گوشت و خون به حفظ جزيره، همت نماييم، يا اينکه پرچم ذلت و تسليم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببريم و اين ننگ و بدبختي را به دامن مطهر اعتقادمان روا داريم ،که اطمينان دارم شما طالبان حريت و شرف هستيد، نه ننگ و بدنامي.» 

  ويژگي هاي برجسته شهيد:

او عارفي وارسته، ايثارگري سلحشور و اسوه اي براي ديگران بودکه جز خدا به چيز ديگري نمي انديشيد و به عشق رسيدن به هدف متعالي و کسب رضاي خدا و حضرت احديت، شب و روز تلاش مي کرد و سخت ترين و مشکل ترين مسئوليت هاي نظامي را با کمال خوشرويي و اشتياق و آرامش خاطر مي پذيرفت. سردار سرلشکر رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره وي چنين مي گويد:

«او انساني بود که براي خدا کار مي کرد و اخلاص در عمل از ويژگي هاي بارز او بود، ايشان يکي از افراد درجه اولي بود که هميشه ماموريت هاي سنگين بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعي که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسيجي داشت، در مقابله با دشمن همچون شيري غرّان از مصاديق «اشداء علي الکفار، رحماء بينهم» بود. همت کسي بودکه براي اين انقلاب همه چيز خودش را فدا کرد و از زندگيش گذشت. او واقعاً به امر ولايت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در اين راه جان بدهد، که عاقبت هم چنين کرد. هميشه سفارش مي کرد که دستورات را بايد موبه مو اجرا کرد. وقتي دستوري هر چند خلاف نظرش به وي ابلاغ مي شد، از آن دفاع مي کرد. ابراهيم از زمان طفوليت، روحي لطيف ،عبادي و نيايشگر داشت.»

پدر بزرگوارش مي گويد:«محمد ابراهيم از سن 10 سالگي تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشيب هاي سياسي و نظامي، هرگز نمازش ترک نشد. روزي از يک سفر طولاني و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسيد. ابراهيم آن شب را به همه خستگي هايش تا پگاه، به نماز و نيايش ايستاد ووقتي مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجيبي داشتم. اي کاش به سراغم نمي آمدي و آن حالت زيباي روحاني را از من نمي گرفتي.» اين انسان پارسا تا آخرين لحظات حيات خود، دست از دعا و نيايش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چيز مقدم مي شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستي همه چيز را فداي انقلاب کرده بود. آن چيزي که براي او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که براي ديدار خانواده اش به شهرضا مي رفت، در آنجا لحظه اي از گره گشايي مشکلات و گرفتاري هاي مردم باز نمي ايستاد و دائماً در انديشه انجام خدمتي به خلق الله بود. شهيد همت آنچنان با جبهه و جنگ عجين شده بود که در طول حيات نظامي خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها يکبار در آغوش گرفته بود. او بسان شمع مي سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و يک آن از تحرک باز نمي ايستاد. روحيه ايثار و استقامت او شگفت انگيز بود. حتي جيره و سهميه لباس خود را به ديگران مي بخشيد و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کساني که مي پرسيدند چرا لباس خود را که به آن نيازمند بودي، بخشيدي؟ مي گفت: «من پنج سال است که يک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»او فرماندهي مدير و مدبر بود. قدرت عجيبي در مديريت داشت. آن هم يک مديريت سالم در اداره کارها و نيروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفي و نيز اصول مديريت احترام مي گذاشت و عمل مي کرد، در عين حال هنگام فرماندهي قاطع بود. او نيروهاي تحت امر خود را خوب توجيه مي کرد و نظارت و پيگيري خوبي نيزداشت . کسي را که در انجام دستورات کوتاهي  مي نمود بازخواست مي کرد و کسي را که خوب عمل مي کرد تشويق مي نمود.بينش سياسي بُعد ديگري از شخصيت والاي او به شمار مي رفت. به مسائل لبنان و فلسطين و ساير کشورهاي اسلامي بسيار مي انديشيد و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گويي ساليان درازي در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستيز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سياسي روز شناخت وسيعي داشت.

از ويژگي هاي اخلاقي شهيد همت برخورد دوستانه او با بسيجيان جان برکف بود. به بسيجيان عشق مي ورزيد و همواره در سخنانش از اين مجاهدان مخلص تمجيد و قدرشناسي مي کرد. «من خاک پاي بسيجيان هم نمي شوم.اي کاش من يک بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي شدم.»وقتي در سنگر هاي نبرد، غذاي گرم براي شهيد همت مي آوردند سوال مي کرد: آيا نيروهاي خط مقدم و ديگر اعضاي همرزممان در سنگرها همين غذا را مي خورند يا خير؟ و تا مطمئن نمي شد دست به غذا نمي زد.شهيد همت همواره براي رعايت حقوق بسيجيان به مسئولان امر تاکيد و توصيه داشت. او که از روحيه ايثار و استقامت کم نظيري برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقي اش در واقع معلمي نمونه و سرمشقي خوب براي پاسداران و بسيجيان بود و خود به آنچه مي گفت، عمل مي کرد. عشق و علاقه نيروها به او نيز از همين راز سرچشمه مي گرفت. براي شهيد همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است يا نه. همت يک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمي وارسته.

نحوه شهادت:

شهيد همت در جريان عمليات خيبر به برادران گفته بود: «بايد مقاومت کرده و مانع از بازپسگيري مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي داريم.»رزمندگان لشکر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي کردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديک بررسي کند، که گلوله توپ در نزديکي اش اصابت مي کند و اين سردار دلاور به همراه معاونش، شهيد اکبر زجاجي، دعوت حق را لبيک گفتند و سرانجام در 24 اسفند سال 62 در عمليات خيبر به لقاء خداوند شتافتند

|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
آخرین مطالب
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 36
بازدید دیروز : 381
بازدید هفته : 36
بازدید ماه : 469
بازدید کل : 268124
تعداد مطالب : 181
تعداد نظرات : 19
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان بسیج بدنه فعال ملت است و آدرس basiji.org لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.  






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 181
:: کل نظرات : 19

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 36
:: باردید دیروز : 381
:: بازدید هفته : 36
:: بازدید ماه : 469
:: بازدید سال : 2268
:: بازدید کلی : 268124